ای بابا هوا سرد شده بخاری زینبیه هم خراب بود بچه ها رو آوردم خونه
ابوالفضل هی میگفت مامان چی میگی بچه ها چی گفتن
بچه ها خوششون اومده بود میگفتم هیچی قرآن میخونیم یکم بعد مشغول بازی شد هواسش بود با ما صلوات میفرستادالهی قربون پسرم برم
خدایا یقین دارم به رحمتت و یقین دارم که محبتت را نصیبم خواهی کرد
محبت خدا یقین دارم منبع
درباره این سایت